این پژوهش معطوف بر جمعآوری چالشها، خلأها و کاستیهای عملیاتی به علاوهی اولویتهای فناورانه و نوآورانهی منجر به هدر رفت فرصت تولید ارزش افزوده در بنگاههای اقتصادی فعال در تولید کالا و خدمات در زیستبوم مدیریت پسماند کشور بودهاست که در نهایت سبب گردد نیازهای فناورانه حقیقی صنعت و فضای کسبوکار کشور به مراکز علمی و پژوهشی ارائه شده و با کاهش فاصله میان پژوهشهای علمی با واقعیات جاری و ساری در فضای کسبوکار کشور، فرآیند هدایت اولویتهای مراکز پژوهشی به صنعت به صورتی اثربخش و کارآمد صورت گیرد.
در این پژوهش ۴۷ نیاز و اولویت فناورانهی کشور در ۶ رستهی اصلی فعالیت در مدیریت پسماند و صنعت بازیافت، به طور مستقیم از فعالان این کسبوکار دریافت و گردآوری گردیده تا به مراکز دانش و پژوهشمحور ارائه گردد و راه برقراری دیالوگ میان ایشان هموار شود.
بر اساس نتایج این پژوهش عمدهی چالشهای حائز اولویت برای فعالان کسبوکار در زیستبوم مدیریت پسماند کشور، نه از جنس چالشهای فناورانه، بلکه از جنس چالشهای محیط کسبوکار، زیرساختهای ضعیف صنعتی و شیوع حکمرانی بد در اقتصاد کشور است که ویرانگرترین چالش از دیدگاه شرکتکنندگان در این پژوهش «خلأ قوانین حمایتی و سهولت کسبوکار در مقایسه با کشورهای خارجی» بوده و پس از آن نیز چالشهای «ناتوانی حاکمیت در اجرای قوانین حمایتی موجود از کارآفرینان»، «نیروی کاری غیرماهر و غیرمختصص در سطح کارگر، کارمند و تکنسین»، «تورم» و «کمبود مواد اولیه» اثری به شدت تهدیدکننده نسبت به بقای کسبوکار داشتهاند.