اثربخشی موافقتنامههای تجاری بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا بر تجارت کشور یکی از سوالات مهم و اساسی برنامهریزان بخش تجارت خارجی کشور است. از سوی دیگر، با افزایش تعداد موافقتنامههای تجارت ترجیحی، سهم تجارت به شکل بلوکهای تجاری و در قالب موافقتنامهها در جهان روند رو به رشدی را در پیش گرفته است. در سالهای اخیر اقدامات مثبتی در زمینه انعقاد موافقتنامههای تجاری با کشورهای مختلف در ایران صورت پذیرفته که موافقتنامه تجارت ترجیحی با اتحادیه اقتصادی اوراسیا یکی از آنها است. اتحادیه اقتصادی اوراسیا شامل کشورهای روسیه، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان است که قرار است ایران در سه سال اول اجرای موافقتنامه، با این اتحادیه موافقتنامه تجارت ترجیحی داشته باشد و بعد از آن جمهوری اسلامی ایران میتواند با تبدیل موافقتنامه تجارت ترجیحی به موافقتنامه تجارت آزاد موافقت و یا مخالفت نماید.
هر یک از موافقتنامههای تجاری دارای ساختاری متفاوت هستند که میتوان آنها در دو گروه عمده دستهبندی نمود؛ گروه اول موافقتنامههایی هستند که به صورت سنتی بین شرکای طبیعی تجاری که از لحاظ جغرافیایی همسایه هستند منعقد میگردد و گروه دوم موافقتنامههایی هستند که بین کشورهای غیر همجوار تشکیل میشوند. از آنجایی که ایران به دنبال عضویت در سازمان جهانی تجارت است ضروری است زمینههای لازم برای دستیابی به این هدف را تحقق بخشیده و با کاهش موانع تجاری (بالاخص تعرفه) و ایجاد بسترهای مناسب برای توسعه روابط تجاری با کشورهای هدف و تشکیل بلوک تجاری، مراحل توسعه یافتگی را هرچه سریعتر طی نماید که در این میان کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا که از کشورهای مهم همسایه ایران هستند و دارای جمعیت (بازار) قابل توجهی هستند که برای انعقاد موافقتنامه تجارت ترجیحی دارای اولویت هستند. لذا مطالعه موافقتنامه تجارت ترجیحی ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا میتواند تمرین مناسب برای ایران بوده ما را در زمینه عضویت در سازمان جهانی تجارت و دستیابی به اهداف سند چشم انداز 1404 کمک نماید. بدین منظور هدف این از این مطالعه ارزیابی و بررسی ابعاد و آثار مواقفتامه تجارت ترجیحی بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا با استفاده از الگوها و روشهای خاص خود است که این مطالعه به قرار زیر ادامه خواهد یافت:
فصل اول شامل کلیات است، فصل دوم به تجزیه تحلیل تجارت ایران با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا در طی دوره 97-1383 به تفکیک (کل کالاها، مصرفی، سرمایهای، واسطهای، با تکنولوژی بالا، پایین، متوسط و بدون تکنولوژی) میپردازد. در فصل سوم وضعیت اقتصادی، تجاری، سیاسی و عضویت در موافقتنامههای منطقهای جهانی هریک از کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد، همچنین موانع و مشکلات غیرتعرفهای تجارت با روسیه نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت. فصل چهارم به تجزیه و تحلیل صادرات کالاهای ارائه شده در موافقتنامه تجارت ترجیحی ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا میپردازد. در فصل پنجم به ارزیابی و تجزیه و تحلیل اثرات موافقتنامه تجارت ترجیحی ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (با استفاده از روش اقتصادسنجی مدل های جاذبه) پراخته میشود. در فصل ششم شاخصهای اکمال تجاری بین ایران و هریک از کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا ارائه میشود. فصل هفتم به استخراج فهرست پیشنهادی کالاهای مشمول تجارت ترجیحی با اتحادیه اقتصادی اوراسیا با استفاده از شاخصهایی از قبیل مزیت نسبی، مزیت نسبی صادراتی، مزیت نسبی آشکار شده، مزیت وارداتی اختصاص دارد که در ادامه به انطباق فهرست پیشنهادی مدل با فهرست عملیاتی شده بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا و استخراج مغایرتها نیز پرداخته میشود و فصل هشتم شامل جمع بندی، نتیجهگیری و ملاحظات است که برخی از نتایج تحقیق عبارتند از:
بررسیهای حاصل از تخمین پتانسیل صادراتی ایران در تجارت با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا نشان میدهد ایران در تجارت با این کشورها ار پتانسیل صادراتی قابل قبولی برخوردار است ولی میزان تحقق آن پایین است که مستلزم برنامهریزیهای گوناگونی از قبیل برقراری موافقتنامههای تجارت ترجیحی و تجارت آزاد است. بررسیها نشان میدهد در طی یک دهه اخیر، پتانسیل صادراتی ایران در تجارت با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا از شتاب متوسطی برخوردار بوده است که این امر گویای بهبود امکان توسعه صادرات غیرنفتی و افزایش تجارت مکملی ایران در تجارت با کشورهای مورد مطالعه است. رشد اقتصادی و صنعتی کشورمان بهویژه در دهه اخیر حجم روابط دوجانبه با کشورهای مذکور را بهطور قابل ملاحظهای افزایش داده است. در صورت استمرار این روند، چشمانداز صادرات غیرنفتی ایران به کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا نوید بخش خواهد بود. بهویژه در بخشهای قابل صدور نظیر: فلزات اساسی و مصنوعات آنها، فرآوردههای معدنی، فرآوردههای شیمیایی و فرآوردههای نباتی. یکی از نکات بسیار مهم در زمینه دورنما و افقهای صادرات غیرنفتی مستمر ایران به کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا ترکیب پتانسیلهای صادراتی کشور به این بازارها است که بسیار حائز اهمیت خواهد بود. با توجه به پتانسیل صادراتی ایران میتوان گفت؛ بخش اعظمی از پتانسیلهای صادراتی قابل تحقق کشور تا سال 2018 شامل مواد خام کشاورزی و مواد اولیه صنعتی نظیر فلزات اساسی و صنایع شیمیایی (عمدتاً فرآوردههای پتروشیمی) است، اقلام مذکور از نظر فنی پیشرفته نیستند بلکه مواد اولیه بسیار مهم صنعتی هستند که فقط معدودی از مراحل اولیه پردازش را به خود اختصاص دادهاند و در توسعه صنعتی کشورها نقش مهم و تعیین کنندهای دارد. صادرات این گروه از کالاها از سوی ایران تا سال 2023 به سرعت در حال افزایش خواهد بود که میتوان یک دوره طلایی برای صادرات ایران به کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا متصور شد.
در این میان، عمدهترین بازارهای هدف بخشهای قابل صدور ایران شامل تعداد 5 کشور عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا بهویژه کشورهای روسیه و قزاقستان است. علیرغم تنوع بازارهای صادراتی ایران، در طول یک دهه اخیر بطور متوسط 50/3 درصد از پتانسیل صادراتی ایران در تجارت با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا تحقق یافته است که این امر میتواند بیانگر وجود موانع و مشکلات در مرحله صدور کالا به بازار کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا باشد. همچنین ایران در تجارت با 5 کشور روسیه، ارمنستان، بلاروس، قرقیزستان و قزاقستان دارای پتانسیل صادراتی بالای است که متاسفانه مورد استفاده قرار نگرفته است.
آنچه مشهود است توسعه همکاریهای بازرگانی و اقتصادی ایران با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا در قالب برقراری موافقتنامههای تجارت ترجیحی و تجارت آزاد، نظیر هر موافقتنامه دیگر ایران قطعاً با چالشهائی مواجه است. تجارب گذشته همکاریهای اقتصادی و بازرگانی ایران با کشورهای دیگر حاکی از آن است که مشکلات نظری و عملی که کشورمان در رابطه با برنامههای همگرایی با آنها مواجهاست قابل ملاحظه و مهم است که میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
یکی از عوامل مهم بازدارنده در راه توسعه همکاریهای تجاری و اقتصادی ایران با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا بعد مسافت با بعضی از آنها، نبود راههای مستقیم حمل و نقل و تسهیلات لازم و فقدان اطلاعات تجاری در مورد برخی از این کشورها است. از بعد راههای زمینی و دریایی نیز بایستی خاطرنشان شود که دسترسی مستقیم ایران به کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا بهطور مستقیم برقرار نیست و برای صدور کالا باید از چند کشور عبور نمود. علیرغم اینکه در گذشته راه ابریشم وجود داشت و در آن برای حمل و نقل کالایی استفاده میشد امروزه چنین شبکه منسجمی در بین کشورهای ایران و عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا دیده نمیشود، احتمالاً احیای این جاده و تبدیل آن به بزرگراه مدرن میتواند تاحدی این مشکل را مرتفع سازد.
کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا در برگیرنده محدوده وسیعی است از جهان است. در حال حاضر تولید جهانی کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا چندان متناسب با جمعیت و وسعت این کشورها نیست. این کشورها جزء کشورهای در حال توسعه بوده و به علاوه دارای درجه توسعه یافتگی یکسان نیستند. درآمد سرانه این کشورها نیز با یکدیگر اختلاف چشمگیری دارد. با وجود آنکه اشتراک در فرهنگ باعث شده همه کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا تا حدود زیادی به نزدیکتر شوند ولی از لحاظ ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و نظامهای اقتصادی و سیاسی و برخورداری از مواهب طبیعی با هم اختلاف دارند و همین اختلاف میتواند عامل محدود کننده به حساب آید. این اختلاف در میزان جمعیت و به تبع آن نیروی کار و وسعت نیز کاملاً مصداق دارد، همچنین از لحاظ توزیع منابع طبیعی نیز بین این کشورها اختلاف وجود دارد. گروهی نفتخیز و ثروتمند بوده و گروهی دارای کمترین درجه توسعه یافتگی هستند. این اختلافات مسلماً بر اولویتهای تجاری و اقتصادی کشورمان با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا تأثیر دارد و جمع و تلفیق این اولویتها به منظور اتخاذ سیاستهای واحد و مشترک با هدف ایجاد همگرائی اگر مشکل نباشد لااقل زمانبر است و به مذاکرات زیاد اقتصادی و سیاسی احتیاج دارد. همچنین بسیاری از این کشورها با مشکل بدهی خارجی مواجهند و پرداخت اصل و فرع این بدهیها بارسنگینی را به دوش آنها گذاشته و اثرات نامطلوبی را در فرایند رشد و توسعه اقتصادی کشورهای مزبور دارد.
اغلب تولیدات کشورمان نظیر سایر کشورهای در حال توسعه از لحاظ کیفیت قابل مقایسه با کالاهای تولیدی کشورهای صنعتی نیست و برای کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا برقراری Trade Off بین این دو نوع تولیدات مشکل است و گرایش بازارهای صادراتی کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا به قبول تولیدات با کیفیت نازلتر مستلزم وجود عزم قوی سیاسی بین ایران با این دسته از کشورها است.
هر چند وجود جمعیت زیاد کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا سبب به وجود آمدن بازار وسیع برای مصرفکنندگان این کشورها است ولی ساختار این جمعیت هم دارای اثرات مثبت و هم اثرات منفی است. اثرات مثبت از آنجا ناشی میشود که سهم نیروی جوان در این ساختار قابل توجه است و اثرات منفی از آنجا است که رقم جمعیت روستایی در این کشورها بالا است. با توجه به این که در اغلب کشورهای در حال توسعه فقر در جمعیت روستایی بیشتر از جمعیت شهری مشهود است، لذا قدرت خرید جمعیت کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا بهصورت یک گروه نیز چندان بالا نیست و نمیتواند تولیدات قابل صدور کشورمان را جذب نموده و در نتیجه صادرات به کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا را با مشکل مواجه میسازد.
ساختار تولیدی نیز در کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا با هم متفاوت است؛ بخش خدمات در این کشورها مراحل ابتدائی و اولیه توسعه را طی مینماید و بخش صنعت نیز بیشتر شامل صنایع وابسته به نفت و منابع معدنی و کشاورزی است و سهم صنایع کارخانهای در این کشورها ناچیز است.
وجود قوانین و مقررات محدودکننده و بالا بودن سطح تعرفههای گمرکی؛ وجود قوانین و مقررات محدودکننده تجارت از دیگر عواملی است که مانع گسترش تجارت ایران با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا میگردد.
عدم دسترسی به اطلاعات؛ یکی از مهمترین عوامل موثر در مبادلات تجاری جهان امروز، دسترسی به اطلاعات است. بههمین جهت است که بازاریابی و مطالعه بازار و همچنین تبلیغات نقش مهمی را در فعالیتهای تجاری ایفا مینماید. شناخت توان تولیدی کشورهای مختلف و کالاهای مورد نیاز و مصرفی آنها میتواند مبادلات تجاری بین کشورها را گسترش دهد. علیرغم اهمیت قابل ملاحظه اطلاعات تجاری، اکثر کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا فاقد یک پایگاه اطلاعاتی منسجم تجاری به زبان انگلیسی برای استفاده سایر کشورها هستند. کشورهای پیشرفته صنعتی که خود از موسسات بازاریابی خوبی برخوردارند، عملاً با مطالعه و شناسایی این بازارها جای خود را در این بازارها باز کردهاند، اما کشورمان عمدتاً فاقد مؤسسات بازاریابی قوی است که نتوانستهاند خلاء وجود پایگاههای اطلاعرسانی در کشورهای عضو را پر نمایند. عدم وجود پایگاههای اطلاعرسانی تجاری قوی تجاری در کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا به همراه ضعف بازاریابی کشورمان از دیگر عوامل پایین بودن سطح مبادلات تجاری ایران با بسیاری از کشورها است.
گرایشهای مختلف سیاسی در بین کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا؛ وجود جنگ سرد و جهان دو قطبی گذشته باعث دستهبندی کشورهای مختلف جهان به دو گروه عمده یعنی بلوک غرب و بلوک شرق شده بود. کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا از این امر مستثنی نبوده و برخی از آنها دارای گرایشهای سیاسی به کشورهای غربی و برخی دیگر دارای گرایش سیاسی به کشورهای بلوک شرق بودند. گرایشهای سیاسی مختلف در بین کشورهای عضو عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا هماهنگی دربین این کشورها را کاهش داده و در نتیجه مانع از گسترش همکاریهای اقتصادی در بین کشورها گردیده است.