اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران با هدف توسعه ادبیات سیاستگذاری اقتصادی و ارتقای کیفیت تحلیلهای رفاهی، ترجمه کتاب «فقر، مصرف غذا و توسعه اقتصادی» اثر «مانکا جایانسینگ» را با ترجمه رضا مجیدزاده و فرناز صفائیزند منتشر کرد. این اثر که توسط گروه مطالعات فرهنگی و اجتماعی مدیریت دیپلماسی اقتصادی و آیندهپژوهی تهیه و منتشر شده است، یکی از مطالعات مهم در حوزه اقتصاد رفاه، امنیت غذایی و سنجش فقر به شمار میرود و تلاش میکند تصویری دقیقتر و واقعبینانهتر از وضعیت معیشتی خانوارها ارائه دهد.
این کتاب با رویکردی متفاوت نسبت به مطالعات متعارف فقر، نشان میدهد که درآمد بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش رفاه نیست و برای درک صحیح وضعیت خانوارها باید به الگوی مصرف، اندازه و ترکیب خانوار، دسترسی به فناوری، امنیت غذایی و ویژگیهای اجتماعی و جمعیتی نیز توجه کرد. نویسنده با تمرکز بر مفهوم «صرفههای مقیاس در مصرف» توضیح میدهد که هزینه زندگی خانوارها متناسب با افزایش تعداد اعضا بهصورت خطی افزایش نمییابد و خانوارهای بزرگتر میتوانند از مزایای اشتراک در مصرف، خریدهای عمده و تولید خانگی بهرهمند شوند.
محور اصلی کتاب، بررسی این پرسش است که چگونه ویژگیهای خانوار و انتخابهای رفتاری آنها بر میزان صرفههای مقیاس در مصرف غذا اثر میگذارد و این موضوع چه پیامدهایی برای اندازهگیری فقر دارد. در این چارچوب، چهار پرسش کلیدی مورد بررسی قرار گرفته است: نقش تولید و مصرف غذای خانگی در افزایش امنیت غذایی، تأثیر فناوریهای خانگی و دسترسی به برق بر الگوی مصرف، تفاوتهای جنسیتی در بهرهگیری از صرفههای مقیاس و در نهایت اثر این عوامل بر سنجش و برآورد فقر.
یکی از مهمترین دستاوردهای این پژوهش، بازنگری در نگاه رایج به فقر است. در بسیاری از نظامهای آماری و سیاستی، فقر بر اساس درآمد سرانه خانوار سنجیده میشود؛ در حالی که یافتههای کتاب نشان میدهد چنین رویکردی میتواند به خطاهای قابل توجهی در شناسایی خانوارهای نیازمند منجر شود. خانوارهایی با درآمد یکسان، بسته به اندازه خانوار، ترکیب سنی اعضا، محل سکونت و الگوی مصرف، ممکن است سطوح کاملاً متفاوتی از رفاه را تجربه کنند. از این رو، نویسنده استفاده از «مقیاسهای هم ارزی» را برای مقایسه دقیقتر سطح رفاه خانوارها ضروری میداند.
کتاب همچنین جایگاه ویژهای برای غذا به عنوان یکی از مهمترین شاخصهای رفاه خانوار قائل است. بر اساس رویکرد انگل که مبنای اصلی تحلیلهای این پژوهش را تشکیل میدهد، سهم هزینه غذا در سبد مصرفی خانوار میتواند معیار مناسبی برای سنجش سطح رفاه باشد. خانوارهای کمدرآمد معمولاً بخش بیشتری از منابع خود را صرف تأمین غذا میکنند، در حالی که با افزایش سطح رفاه، سهم غذا در هزینههای خانوار کاهش مییابد. از همین منظر، مطالعه الگوی مصرف غذایی میتواند تصویری دقیقتر از وضعیت اقتصادی خانوارها نسبت به شاخصهای صرفاً درآمدی ارائه کند.
از دیگر یافتههای مهم کتاب، نقش تولید خانگی غذا در ارتقای امنیت غذایی است. پژوهش نشان میدهد خانوارهایی که بخشی از نیاز غذایی خود را از طریق تولید خانگی تأمین میکنند، از صرفههای مقیاس بیشتری برخوردارند و در بسیاری از موارد امنیت غذایی بالاتری دارند. این موضوع بهویژه در مناطق روستایی و برای خانوارهای کمدرآمد اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا تولید خانگی غذا علاوه بر کاهش هزینههای مصرفی، میتواند کیفیت تغذیه و تابآوری اقتصادی خانوارها را نیز افزایش دهد.
یافته دیگر کتاب به نقش فناوری و زیرساختهای خانگی در بهبود رفاه خانوار مربوط میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد دسترسی به برق و استفاده از فناوریهای خانگی نظیر یخچال، فریزر و تجهیزات نگهداری غذا، امکان خریدهای عمدهتر، کاهش ضایعات مواد غذایی و افزایش بهرهوری مصرف را فراهم میکند. به همین دلیل، توسعه زیرساختهای انرژی و دسترسی خانوارها به تجهیزات پایه خانگی میتواند آثار قابل توجهی بر کاهش فقر و بهبود امنیت غذایی داشته باشد.
کتاب همچنین به بررسی رابطه جنسیت و فقر میپردازد. نتایج نشان میدهد خانوارهای زنسرپرست، علیرغم آنکه در بسیاری از موارد مدیریت کارآمدتری بر منابع و هزینهها دارند، با محدودیتهای ساختاری بیشتری مواجه هستند. دسترسی کمتر به فرصتهای شغلی، درآمد پایینتر و مسئولیتهای مضاعف خانوادگی از جمله عواملی است که آسیبپذیری این گروه را افزایش میدهد. از این رو، نویسنده بر ضرورت طراحی سیاستهای حمایتی ویژه برای خانوارهای زنسرپرست تأکید میکند.
در بخش پایانی کتاب، مجموعهای از توصیههای سیاستی ارائه شده که میتواند برای سیاستگذاران ایرانی نیز الهامبخش باشد. نخستین توصیه، اصلاح نظام سنجش فقر و حرکت از شاخصهای صرفاً درآمدی به سمت شاخصهای چندبعدی رفاه است. استفاده از مقیاسهای هم ارزی بومی، لحاظ کردن ویژگیهای جمعیتی خانوار و توجه به الگوهای واقعی مصرف، میتواند اثربخشی سیاستهای حمایتی را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.
توصیه دوم، تقویت ظرفیتهای تولید خانگی غذا و حمایت از الگوهای نوین کشاورزی شهری و روستایی است. توسعه باغچههای خانگی، فضاهای اشتراکی تولید محصولات غذایی و حمایت از طرحهای خرد کشاورزی میتواند ضمن کاهش هزینههای معیشتی، امنیت غذایی خانوارها را ارتقا دهد.
سومین توصیه به بهبود کیفیت الگوی مصرف غذایی مربوط میشود. کتاب تأکید میکند که سیاستهای حمایتی نباید صرفاً بر افزایش قدرت خرید متمرکز باشند، بلکه باید دسترسی خانوارها به غذاهای سالم و مغذی را نیز تسهیل کنند. آموزش تغذیه، اصلاح ترکیب سبدهای حمایتی و تشویق به مصرف کالاهای غذایی با ارزش تغذیهای بالاتر از جمله راهکارهای پیشنهادی در این زمینه است.
چهارمین توصیه، طراحی برنامههای هدفمند برای حمایت از خانوارهای زنسرپرست است. توسعه خدمات مراقبت از کودک، گسترش فرصتهای اشتغال و آموزشهای مهارتی میتواند به کاهش آسیبپذیری این خانوارها و ارتقای مشارکت اقتصادی آنان کمک کند.
پنجمین توصیه، توسعه زیرساختهای انرژی و تسهیل دسترسی خانوارهای کمدرآمد به فناوریهای خانگی است. تجهیز خانوارها به امکاناتی که امکان نگهداری بهتر مواد غذایی و کاهش اتلاف منابع را فراهم میکند، میتواند آثار مستقیمی بر رفاه و امنیت غذایی داشته باشد. همچنین کتاب بر اهمیت سیاستگذاری مبتنی بر دادههای واقعی مصرف خانوارها تأکید دارد و استفاده از دادههای هزینه و درآمد خانوار و سامانههای حمایتی را برای هدفمندتر شدن سیاستها ضروری میداند.
این اثر علاوه بر اهمیت آن برای دولت و نهادهای سیاستگذار، برای بخش خصوصی و فعالان اقتصادی نیز واجد اهمیت ویژه است. یافتههای کتاب نشان میدهد که شناخت دقیق رفتار مصرفکنندگان و الگوی هزینهکرد خانوارها، پیششرط موفقیت در بازارهای امروز است. صنایع غذایی، خردهفروشی و تولیدکنندگان کالاهای مصرفی میتوانند با بهرهگیری از این شناخت، محصولات، بستهبندیها و شیوههای توزیع خود را متناسب با نیاز واقعی خانوارها طراحی کنند.
برای اتاق بازرگانی ایران نیز این کتاب میتواند بهعنوان یک مرجع تحلیلی در گفتوگوهای سیاستی مورد استفاده قرار گیرد. اتاق میتواند با اتکا به یافتههای این پژوهش، در مباحثی نظیر اصلاح نظام یارانهها، امنیت غذایی، تنظیم بازار کالاهای اساسی و حمایت از اقشار آسیبپذیر، پیشنهادهایی مبتنی بر شواهد ارائه کند و نقش مؤثرتری در پیوند میان سیاستگذاری عمومی و واقعیتهای اقتصاد خانوار ایفا نماید.
انتشار ترجمه «فقر، مصرف غذا و توسعه اقتصادی» گامی مهم در جهت غنیسازی ادبیات اقتصادی کشور و تقویت تصمیمسازی مبتنی بر شواهد است. این کتاب با ارائه نگاهی چندبعدی به فقر و رفاه، نشان میدهد که برای دستیابی به توسعه فراگیر و کاهش پایدار فقر، باید فراتر از شاخصهای درآمدی حرکت کرد و رفتار واقعی خانوارها، الگوهای مصرف، امنیت غذایی و دسترسی به امکانات و فناوری را در کانون سیاستگذاری قرار داد. چنین رویکردی میتواند به طراحی سیاستهای کارآمدتر، تخصیص بهتر منابع و ارتقای کیفیت زندگی خانوارهای ایرانی منجر شود.