مدیریت و اجرای صحیح حق مؤلف و حقوق مرتبط تأثیر بسزایی در رشد و موفقیت صنایع فرهنگی و هنری کشورها دارد. رشد روزافزون فناوریهای نوین ارتباطی موجب تسهیل استفادههای مجاز و غیرمجاز از آثار ادبی و هنری گردیده است و صاحبان آثار، دیگر به تنهایی قادر به کنترل استفادههای مجاز یا غیرمجاز از آثارشان نیستند.
مدیریت جمعی، حق مؤلف و حقوق مرتبط نظامیاست که به موجب آن پدیدآورندگان و صاحبان آثار به یک سازمان مدیریت جمعی اجازه اداره و اجرای حقوقشان از جمله نظارت بر استفاده از آثار، مذاکره با استفادهکنندگان، اعطای مجوز استفاده و جمعآوری و تقسیم درآمد را میدهند. سازمان مدیریت جمعی به عنوان واسطهای میان صاحبان آثار و مصرفکنندگان عمل کرده، از یک طرف موجب اجرای مؤثر حقوق صاحبان آثار شده و از طرف دیگر امکان دسترسی آسان و منصفانه استفادهکنندگان به آثار را فراهم میکنند.
نتایج بررسیها در کشورهای مختلف، اهمیت صنایع مرتبط با کپیرایت را در عملکرد اقتصادی تأیید میکند. صنایع کپیرایت در چرخه اقتصادی حضور فعال دارند و در بسیاری از کشورها، نقش مهمینسبت به برخی از صنایع سنتی دارند. عملکرد صنایع خلاق توسط دولتها (آزادی اقتصادی)، سیستم حقوقی (حقوق مالکیت فکری) و محیط کسب و کار (رقابت، نوآوری) تقویت میشود.
بر اساس سند بررسی اجمالی مطالعات وایپو در زمینه مشارکت اقتصادی در صنایع کپیرایت که حاصل مطالعات انجام شده در 30 کشور است ، سهم اقتصادی صنایع فرهنگی در ثروت اقتصادی یک کشور قابل توجه است. نظرسنجیهای انجام شده در کشورهای متعدد نشان میدهد که ارزش صنایع فرهنگی به طور متوسط 4/5% از تولید ناخالص داخلی (GDP) است به طور خلاصه:
“کپیرایت + خلاقیت = شغل و رشد اقتصادی”.
امروزه یکی از مشخصه های وجود نظام حقوق مالکیت ادبی هنری مدرن در دنیا وجود سازمانهای مدیریت جمعی جهت حمایت از حقوق صاحبان حق، اجرای حقوق و جلوگیری از نقض آنها می باشد. در حال حاضر کشورهای در حال توسعه با فشارهای بی نالمللی جهت حمایت از حق مؤلف روبرو هستند. وجود سیستم مدیریت جمعی حق مؤلف و حقوق مرتبط در یک کشور ثابت میکند که آن کشور به طور مؤثری مدافع حق مؤلف و حقوق مرتبط است.
متأسفانه با آنکه از تأسیس اولین سازمانهای مدیریت جمعی در دنیا سالها میگذرد و این نوع مدیریت حقوق مدتهاست که جایگاه خود را به خوبی در قوانین حق مؤلف بسیاری از کشورها باز کرده است، همچنان در کشور ما مغفول مانده است.
با توجه به تقاضای عضویت کشور در سازمان جهانی تجارت، لازم است شرایط داخلی خود را در رابطه با صنایع فرهنگی بهبود بخشیده و ارتقا دهیم تا قابلیت رقابت با آثار خارجی را داشته باشیم. ورود نظام مدیریت جمعی در حقوق ایران میتواند تا حدود زیادی وجهه بینالمللی کشور را در رابطه با حمایت از حقوق مالکیت ادبی هنری بالا ببرد. به علاوه موجب ارتقای سطح حمایت از حق مؤلف و حقوق مرتبط و حرفهای شدن تجارت در این زمینهها گردد و بدینوسیله موقعیت صاحبان حقوق همچون نویسندگان، هنرمندان، آهنگسازان، خوانندگان و… را بهبود بخشد، چراکه این افراد اغلب از وضعیت معامله و چانهزنی پایینی در مقابل استفادهکنندگان آثار که معمولاً سازمانها و مراکز بزرگ دولتی و غیردولتی برخوردارند. سازمان مدیریت جمعی به نمایندگی از اعضای خود به مذاکره میپردازد و مانع از استفادههای غیرمنصفانه و نقض حقوق این افراد در داخل و خارج کشور میشود.
با توجه به آنچه گفته شد لزوم انجام پژوهشی منسجم جهت ایجاد زمینه لازم برای تأسیس سازمانهای مدیریتجمعی احساس میشود. در این طرح مطالعاتی با بررسی نمونههای موفق دنیا در این زمینه و همچنین تجربیات مجری طرح طی سالها فعالیت در این حوزه سعی بر آن است تا زمینههای لازم جهت تأسیس این سازمانها، شناسایی و نسخهای برای ایران تجویز گردد.