شناخت و بررسی شرکت‌های دانش‌بنیان(نمونه استان هرمزگان)

لینک محتوا

1 بازدید
لینک با موفقیت کپی شد ✅
  • چکیده

عصر حاضر میدان به تصویر کشاندن قابلیت‌هاست و مجموعه‌ای موفق‌تر است که ظرفیت بالاتری را در کسب اطلاعات، پردازش و تحلیل، آنهم در کوتاه‌ترین زمان ممکن به همراه داشته باشد. همواره دانشگاه‌ها بیشترین نقش را در آموزش دانشجویان بعهده دارند. این پتانسیل در صورتی که موجب پیشرفت نشود به هدر رفته است. بنابراین یکی از مشکلات توسعه نیافتگی عدم همراهی علم و عمل است و اگر در جریان توسعه، تلفیق این دو شاخص با حساسیت بر زمان روی دهد اقتصادی دانش بنیان حاصل خواهد گردید. یکی از ارکان پیشرفت و توسعه پایدار در هر کشوری، شکوفایی موسسات دانش‌بنیان است. در کشور ما نیز اخیراً توجه ویژه‌ای به رشد و شکوفایی این موسسات در بین سیاست‌گذاران شکل گرفته است. کمبود نقدینگی در مسیر تحقیقات و تولید عملا مشکل این شرکت‌ها را افزایش داده است صندوق‌های حمایت از این شرکت‌ها در حال فعالیت هستند اما به دلیل بروکراسی‌های پیچیده امکان استفاده از منابع آنها بسیار سخت شده است. صندوق‌ها و دستگاه‌های متولی دولتی در هر زمانی که شرکت‌های دانش‌بنیان با توجه به شرایط نیاز به دریافت اعتبار دارند به دلیل کمبود بودجه، اقدام به تعویق و یا عدم انعقاد قرارداد با این شرکت می‌کنند که همین مسئله تولید و توسعه طرح‌ها را دچار مشکل کرده و این مسائل شرکت‌ها را به سوی تک محصولی برده است. شرکت‌های دانش‌بنیان و دانش محور با قابلیت‌های خاص خود می‌توانند دغدغه عمومی جامعه و مسئولان ذی‌ربط برای کاهش وابستگی‌های اقتصادی و ضرورت افزایش بهره‌وری تولید را جامه عمل بپوشانند و راه‌هایی برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی بیابند. بزرگترین چالش یک شرکت دانش‌بنیان را تک محصول بودن آن دانست یک شرکت دانش‌بنیان باید چابک باشد و در مواقع اضطراری محصولات دیگری را جایگزین کند. در شرکت‌های دانش‌بنیان کارکنان بر پایه علم و دانش خود فعالیت می‌کنند و از طریق پژوهش‌های علمی خود کسب درآمد می‌کنند و با تحقیقات و پژوهش در مورد ایده‌های خود و به‌کارگیری آن در حوزه‌های خدمات و فعالیت‌های نوآورانه تولید ثروت می‌کنند.

  • مقدمه

رشد و توسعه اقتصادی، به عنوان یکی از مهم‌ترین اهداف سیاست‌گذاران در تمام جوامع محسوب شده و پیوسته تلاش می‌شود تا عوامل موثر بر رشد و توسعه و راه‌های دفع موانع آن شناسایی گردد. اما در دوران معاصر، رشد اقتصادی نه در برخورداری از منابع مالی فراوان بلکه در گرو داشتن افکاری پویاست. دانش در عصر جدید اقتصادی، منبع اصلی ثروت به شمار می‌رود. از این رو دانش را می‌توان عامل اصلی برای تولید اقتصادی نامید. از آنجا که با استفاده از فناوری‌های جدید قدرت (بهره‌وری) و بازده تولید زیاد می‌شود، لذا دولت‌های جهان اعم از صنعتی و در حال توسعه مصمم شده‌اند تا آموزش و کسب مهارت‌ها را به سمت اقتصاد دانش بنیان متحول سازند. چرا که اقتصاد دانش بنیان نه تنها اشتغال را افزایش می‌دهد، بلکه به کمک ارتقاء بهره‌وری از تورم کاسته و درآمدها را افزایش می‌دهد. در این میان دانشگاه و صنعت بر حسب تاثیرگذاری خود بر عوامل مذکور، دو محور اساسی برای توسعه به شمار می‌آیند. دانشگاه کانون اصلی تربیت نیروی انسانی متخصص و آموزش دیده است که با برخورداری از ایده‌ها و اندیشه‌های نو می‌تواند هر لحظه زمینه و مقدمات توسعه را برای جامعه آماده نماید طبق تعاریفی که در محیط آکادمیک وجود دارند، دانشگاه‌ها را به چهار نسل تقسیم می‌کنند: نسل اول: دانشگاه آموزشی؛ نسل دوم: دانشگاه پژوهشی؛ نسل سوم: دانشگاه کارآفرین؛ نسل چهارم: دانشگاه جامعه‌محور. زمانی که طرح‌های تحقیقاتی ارائه‌شده با سابقه آموزشی مناسب با هدف کارآفرینی باشد، حرکت این دانشگاه‌ها به سمتی است که آموزش و پژوهش را در خدمت کارآفرینی و توسعه کسب وکار درمی‌آورند و صنعت نیز با بکار بستن ایده‌های نو ظهور دانشگاهیان، می‌تواند اندیشه توسعه اقتصادی و پیشرفت جامعه را محقق سازد. لذا هرگونه کاستی، خواه مقطعی و خواه مستمر در استمرار همکاری بین این دو نهاد، مستقیما و بلاواسطه توسعه همه جانبه را به چالش می‌کشد. این مسئله خود بیانگر این موضوع است که عدم ارتباط بین دانشگاه و صنعت زمینه پیشرفت در اقتصاد دانش بنیان و به تبع آن توسعه اقتصادی را با مانع روبرو می‌سازد.