قاره آفریقا دومین قاره بزرگ جهان از لحاظ مساحت و جمعیت است که از شمال به دریای مدیترانه، از غرب به اقیانوس اطلس، از جنوب به آب های اقیانوس هند و اطلس و از شرق به اقیانوس هند و دریای سرخ محدود می شود. طبق آمار جدید، جمعیت آفریقا فراتر از یک میلیارد و پانصد میلیون نفر است و در واقع می توان گفت تقریبا از هر پنج و نیم نفر مردم کره زمین یک نفر در این قاره زندگی می کنند. قاره آفریقا از نقطه نظر ثروت های خدادادی سرزمینی مملو از ذخایر معدنی گوناگونی است و بیش از 80 درصد الماس جهان، 60 درصد معادن طلای دنیا، 35 درصد منگنز، 30 درصد کروم و 32 درصد ذخایر مس جهان در این قاره وجود دارد. این قاره 20 تا 25 درصد پتانسیل هیدروالکتریک جهان را نیز در اختیار دارد و هرچند منابع عظیم انرژی نفت این قاره هنوز کاملا کشف و بهره برداری نشده است ولی بنظر می رسد یک پنجم ذخایر نفتی جهان در این قاره نهفته باشد و کشورهای آفریقایی که در گروه تولیدکنندگان نفت قرار دارند، اکنون از ده کشور فراتر رفته اند.
قاره آفریقا طی دو دهه اخیر در عرصه های سیاسی و خصوصا اقتصادی به یکی از مناطق مهم راهبردی جهان و صحنه تقابل و رقابت کشورهایی همچون ایالات متحده آمریکا، چین، ژاپن، فرانسه، انگلستان، ترکیه، هند و برزیل مبدل شده است به گونهای که بسیاری از تحلیل گران هزاره سوم را هزاره آفریقا نامیده اند. علت اصلی این امر نیز بهبود نسبی وضعیت اقتصادی و شاخص های عمومی حاصله از آن است. از این روی با وجود فقر و مسکنت عمومی و مشکلات اقتصادی ثابت این قاره، طی یک دهه اخیر وضعیت اقتصادی آفریقا تا حدودی بهبود یافته و رشد ناخالص ملی در برخی از کشورها همچون آنگولا، موزامبیک، گینه استوایی، جمهوری دمکراتیک کنگو و اتیوپی که در زمره فقیرترین کشورهای جهان بشمار میرفته اند بصورت قابل ملاحظهای افزایش یافته است که این امر نویدبخش پیشرفتهایی در آینده اقتصاد این کشورها محسوب میشود. به موازات آن براساس آمارهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در سال های 2020 و 2021 بخشهایی همچون مخابرات، بانکداری و خرده فروشی در کشورهای مختلف آفریقایی در حال رشد بوده و ساختوساز و پروژههای عمرانی نیز در کل قاره در حال افزایش است. تحلیل گران امور آفریقا بخشی از موفقیت فرآیند رشد اقتصادی آفریقا را توسعه ثبات سیاسی کلان، ایجاد اصلاحات در اقتصاد خرد، کاهش موانع تجاری، خصوصی سازی موسسات اقتصادی دولتی، تقویت سیاستهای نظارتی و تامین کسری بودجه کشورهای این قاره میدانند. بخش دیگری از توفیقات نسبی در بهبود ساختار اقتصادی کشورهای قاره آفریقا نیز به افزایش سرمایه گذاری های خارجی در این قاره باز میگردد بطوری که سرمایهگذاری مستقیم خارجی در آفریقا، از میزان 9 میلیارد دلار در سال 2000 به 220 میلیارد دلار در سال 2023 افزایش یافته است. این سرمایه گذاریها همواره منافع مالی هنگفتی نیز به دنبال داشته بطوری که کشورهای مختلف اروپایی، ایالات متحده آمریکا، ژاپن، برزیل، هند، ترکیه و چین با مطالعه دقیق فرهنگ و آداب و رسوم مناطق گوناگون قاره آفریقا سرمایهگذاریهای گستردهای را در کشورهای مختلف آفریقایی انجام داده و از این رهگذر منافع اقتصادی عظیمی را عاید شرکتهای چند ملیتی متعلق به کشورهای خود ساخته اند.
با در نظر گرفتن شرایط حاکم و امکانات موجود ج.ا.ایران باید گفت در شرایط فعلی و مشکلات و محدودیت های ناشی از لغو یکجانبه قرارداد برجام توسط ایالات متحده؛ قاره آفریقا بازاری مطمئن و وسیع برای برون رفت از مشکلات اقتصادی موجود، مملو از فرصت های پیش بینی نشده و سود مطمئن توام با ریسک اندک برای بخش های دولتی و خصوصی می باشد. این در شرایطی است که با وجود مناسبات درازمدت ایران با آفریقا و اقدامات صورت گرفته در دولت های مختلف پس از انقلاب اسلامی در زمینه توسعه مناسبات تجاری اقتصادی با قاره آفریقا حجم مبادلات اقتصادی ایران با آفریقا در بهترین شرایط گردش مالی اعم از صادرات و واردات در سال 2023 به 1.2 میلیارد دلار ارتقاء یافته است که این امر حکایت از جدی گرفته نشدن این بازار بسیار مستعد و پررونق است. بخش عمده کالاهای صادراتی ایران به کشورهای مختلف آفریقایی طی دهه های اخیر را نفت، بوتان مایع، آهن و فولاد، قیر، پروپان مایع، متانول، محصولات پتروشیمی، کالاهای ساختمانی و سیمان و مقاصد عمده صادراتی ایران در قاره آفریقا را عمدتا کشورهای مصر، کنیا، سودان، آفریقای جنوبی، موزامبیک، تانزانیا، سومالی، ساحل عاج و تونس تشکیل داده اند.
علاوه بر آن، موسسات دولتی و خصوصی ایران نمایشگاههایی اختصاصی در برخی کشورها برگزار نموده و در نمایشگاههای بینالمللی کشورهای آفریقایی نیز مشارکت داشته اند. با این حال اهداف بزرگ پیش روی جمهوری اسلامی ایران در راستای تسهیل بخشی در روابط تجاری با آفریقا منجمله راهاندازی خطوط حمل و نقل دریایی به بنادر آفریقایی، اعطای تسهیلات گمرکی به صادرکنندگان، تاسیس مراکز تجاری در بخش های مختلف قاره آفریقا، بازاریابی محصولات ایرانی در آفریقا، برقراری روابط بانکی با بعضی از کشورهای هدف صادرات در قاره آفریقا و … که همواره در دستور کار مقامات بلندپایه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بوده هنوز عملیاتی نشده و دستاوردهای مورد انتظار برای برقراری روابط بخشهای دولتی و خصوصی ایران با کشورهای قاره آفریقا نیز محقق نشده است. این امر نیز عمدتا نشات گرفته از عدم وجود نقشه جامع اقتصادی ایران و آفریقا، عدم حمایت موثر دولت از بخش خصوصی در تجارت با قاره آفریقا، وجود مشکلاتی بنیادی در زیرساختهای اقتصادی کشور نظیر روابط بانکی، حمل و نقل، خط مستقیم کشتیرانی، خطوط هوایی و عدم شناخت مناسب شرکتهای ایرانی از نیازهای کشورهای آفریقایی و .. می باشد.
در این پژوهش کاربردی زمینه های همکاری ایران و قاره آفریقا با تمرکز بر سه کشور آفریقای جنوبی، کنیا و نیجریه بگونه ای واقع بینانه بررسی و به موازات آن شاخص هایی نظیر نوع نگرش دولتمردان آفریقایی در مورد فعالیت های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران توام با فرصت ها، تهدیدها، نقاط قوت و ضعف بر مبنای ماتریس SWOT مورد بررسی قرار گرفته و در بخش پایانی نیز راهکارهایی برای حضور موفق اقتصادی ج .ا .ایران در آفریقا ارائه شده است.
جدای از ارائه رهیافت های مزبور بر مبنای فرصت های موجود که جایگاه سیاست گذاری جامع جمهوری اسلامی ایران در قبال توسعه روابط اقتصادی تجاری با این کشورها را به گونه ای تحلیلی و بر مبنای واقعیات موجود و شرایط آینده بررسی کرده است؛ توصیه های سیاستی ذیل نیز می تواند بمنزله چراغ راهی درخشان، متضمن تحقق بخشی از منافع فراملی ایران و همگرایی هرچه بیشتر ایران و کشورهای آفریقای جنوبی، کنیا و نیجریه در عرصه هایی خاص باشد.
* آفریقای جنوبی از زیرساخت های قدرتمندی در بخش های صنعتی و معدنی برخوردار است و از نظر استانداردهای صنعتی در رده کشورهای توسعه یافته جای گرفته و پتانسیل بالای جمهوری اسلامی ایران در بخش های مختلف صنعتی، معدنی و کشاورزی که در سال های اخیر و با ورود شرکت های دانش بنیان داخلی دستاوردهای بالایی را تجربه کرده است، زمینه مناسبی را برای همکاری دو کشور در عرصه هایی نظیر خودروسازی، آهن و فولاد، سدسازی، نفت و پتروشیمی، انواع ماشین آلات، کشاورزی مدرن و اکتشاف و استخراج معادن فراهم آورده است. بدیهی است توسعه مناسبات اقتصادی طرفین در حوزه های راهبردی نظیر آهن و فولاد، سدسازی، نفت و پتروشیمی و اکتشاف و استخراج معادن دربرگیرنده مزایای زیادی برای جمهوری اسلامی ایران از نظر کارآفرینی و ارزآوری بخصوص در شرایط کنونی کشور خواهد بود. به موازات آن جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آفریقای جنوبی به عنوان دو قدرت منطقه ای شاخص در خاورمیانه (خلیج فارس) و منطقه جنوب آفریقا با در اختیار داشتن زیرساخت های حمل و نقل ریلی-جاده ای و بنادر مهم تجاری می توانند زمینه ساز و تسهیل گر دستیابی کشور مقابل به بازارهای این مناطق و انتقال کانتینرهای حامل تولیدات صنعتی و پتروشیمی ایران به کشورهای محصور در خشکی جنوب آفریقا و کالاهای صنعتی و معدنی آفریقای جنوبی به برخی کشورهای آسیای مرکزی و روسیه با هزینه ای کاملا مناسب و در سریع ترین زمان ممکن و البته مسافت کوتاه تر بوده و هزینه های دو کشور را نیز به میزان قابل توجهی کاهش دهند.
* جمهوری اسلامی ایران با در اختیارداشتن زیرساخت های حمل و نقل ریلی و جاده ای و بنادر مهم تجاری در خلیج فارس و دریای عمان می تواند زمینه ارتباط کشور نیجریه با کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز و روسیه در خصوص صدور نفت و اقلام عمده کشاورزی خود بویژه نفت و فراورده های نفتی، محصولات کشاورزی، کاکائو، لاستیک و آلیاژهای آلومینیوم را نیز فراهم و نیجریه نیز به عنوان کشوری تاثیرگذار در منطقه غرب آفریقا می تواند به عنوان دروازه ورود ایران به بازارهای کشورهای غرب بزرگ آفریقا ایفاگر نقش موثری درتوسعه مناسبات اقتصادی ج.ا.ایران با برخی از کشورهای منطقه غرب آفریقا باشد.
* توسعه مناسبات اقتصادی ایران و کنیا عمدتا در بخش های مختلف صنعتی معدنی مناسب و متناسب با ظرفیت های تجاری دو کشور نیز در حال حاضر از جایگاه عملیاتی برخوردار بوده و کنیا نه تنها از نظر واردات نفت خام، گاز و پتروشیمی بازار خوبی برای صنایع نفتی ایران بشمار می رود بلکه ظرفیتهای مناسبی برای شرکت های دولتی و خصوصی ایرانی در زمینه مشارکت در حوزه نفت، پتروشیمی، قیر، گاز و ارائه خدمات تخصصی در این زمینه ها به کشور کنیا وجود دارد.